مثبت اندیشی عامل مهم سلامتی و نشاط و شادی
انسان سالم با انسان بیمار چه تفاوتی دارد؟
انسان سالم، کسی است که رفتارش قابل پیش بینی است و انسان بیمار کسی است که رفتارش قابل پیشبینی نیست و روی حرف، قول و قرار و وعده اش عمل نمی کند و نمی شود برایش حساب باز کرد. انسان سالم انسانی قابل اعتماد است. انسان بیمار، تعادل روانی ندارد و در درون خود تعارضاتی دارد. حتی یکی از این تعارضات نیز بر روی تعادل روانی کودکان تاثیر گذار است.
انسان سالم، انسانی است که اغلب اوقات شاد باشد و با دیگران روابطی مثبت و مبتنی بر اعتماد داشته باشد. انسانهای سالم درک صحیحی از واقعیت دارند. می توانند برای رسیدن به اهدافشان، اعمالشان را کنترل کنند. از خودشان برداشت مثبتی دارند. اگر فرزند ما مشکلی اجتماعی دارد، باید با ظرافت او را به نُرم جامعه برگردانیم. غمگینی، اشکال در ارتباط برقرار کردن با دیگران، نامرتب بودن، بینظمی و شلختگی، کمکاری، احساس بیارزشی و بی کفایتی نمونة بارز رفتار کودکان و نوجوانانی است که به بیماریهای روانی و اضطراب و افسردگی مبتلا هستند.
مُردهها دو دستهاند:
1. مردههای افقی که در قبرستان خفتهاند.
2. مردههای عمودی که در خیابانها راه میروند.
انسان های زندهای که دلگرمی و نشاط ندارند، چون مردگانی هستند که راه میروند.
نشاط دو نوع است:
1. کاذب
2. حقیقی
نشاط کاذب یا اکتسابی، گذرا و نمایشی است مثل، سرگرمی های بیهوده، سیگار کشیدن یا دیدن یک فیلم سرگرم کننده، ولی نشاط ثابت یا حقیقی، عمیق و درونی است. نشاط به علایم بیرونی بستگی ندارد. دیگران نمیتوانند ما را شاد یا آزرده کنند. کسی که نیاز درونی او برآورده نشود، احساس سرخوردگی میکند و حس سرخوردگی، باعث ناکامی و ناکامی تعادل روانی را به هم میریزد. دلهره و ذهن ناآرام، آدمی را ناخوش میکند. مدتی ناخوشی و ناراحتی روح، جسم را هم بیمار میکند. بیماریهایی مثل سرطان، زخم معده، ایست قلبی، سکتة مغزی، آب مروارید و ... جسمیاند و دروغگویی، ظلم، دزدی، خیانت، اعتیاد به مواد مخدر و الکل و ... بیماریهای روانی اند. برخی بیماریها روان-تنی هستند یعنی بدون علت مشخصی، جسمشان درد میکند. برخی بیماریها اخلاقی- شخصیتیاند؛ مثل بدبینی، خیانت، سوءظن و ... . بنابراین منشاء تمام بیماریها از برآورده نشدن نیازی درونی است. علت تمام بیماریها، بدون استثناء روان- تنی است. تغییر اندیشه و رسیدن به یک اندیشة آرام، ذهن را آرام می کند و تنها راه غلبه بر ذهن ناآرام، رسیدن به اندیشة آرام است. اضطراب، زیر بنای تمام بیماریها است. اضطراب باعث ایجاد اختلال در هاضمه میشود. هر بار که خشمگین میشویم علاوه بر این که دچار بیماریهای عصبی و گوارشی میشویم و برکات الهی را به روی خود میبندیم. نعمتهای خداوند برای وجود، روان و شخصیت سالم است.
خشم و تنفر غیر از بیماری روحی وجسمی چیزی در پی ندارد. اگر کسی به شما بدی کرده است او را ببخشید و بدی او را فراموش کنید و دیگر به خودتان بدی نکنید. فکر گناه، باعث فعل گناه می شود.
امام علی(ع) می فرماید:
آنکه انتقام می گیرد، یک روز خوشحال است و آنکه می بخشد یک عمر.
رو به جلو حرکت کنید، به خطاهای گذشتهتان برنگردید و خطا را تکرار نکنید. بعضی از آدمها، مثل دیوانهها رانندگی میکنند! حکایت آدمهایی که به گذشته فکر میکنند و میخواهند به جلو بروند مثل رانندهای است که پشتسرش را نگاه میکند و میخواهد به جلو براند، او قطعاً تصادف خواهد کرد. تصمیم بگیرید، حرف منفی نزنید، کلام منفی نگویید، فکر منفی نکنید. بالای مغز، مرکز ارادی عصب است و پایین مغز، مرکز غیرارادی عصب. هر فکری که میکنیم و هر کلمهای که میگوییم حتی به شوخی، یک ارتعاش عصبی ایجاد میکند! و از بالای مغز به پایین مغز منتقل میشود و در ضمیر ناخود آگاه ما میماند. آنچه که در ضمیر ناخودآگاه ما می گذرد، بر زندگی ما تأثیر میگذارد.
یکی از روانشناسان میگوید: «اگر دل کسی را شکستید، یک میخ روی دیوار بکوبید! و اگر دل او را به دست آوردید همان میخ را از روی دیوار بیرون بکشید! ولی بدانید که همیشه جای میخ روی دیوار میماند!» اما من نظر دیگری دارم و میگویم، هیچ وقت به گذشته برنگردید! همة آدمها خطا میکنند، اشتباه جزء طبیعت آدمی است، اما باید بخشش داشت. خودمان را هم ببخشیم، اگر به کسی ستم کردهایم، باید از او حلالیت بخواهیم. مؤدب باشیم، یاد بگیریم بگوییم؛ من از شما معذرت میخواهم! اشتباه کردم، من را ببخشید! شهامت قبول اشتباه خود را داشته باشید و آن را جبران کنید.
مسئولیت ما دربرابر فرزندان
گذشتهها را فراموش کنید و بدیها را ببخشید. کسی مسئول رفتار بد دیگری نیست. هرکس فقط موظف است مراقب رفتار و اندیشة خود باشد. اگر کسی به شما بدی میکند در وقایع شخصیت بیمار خود را نشان میدهد و دلیلی ندارد به سبب آن آزرده خاطر شوید یا خود را اندوهگین کنید. مطالعات فیزیکدانان بیانگر این است که تمام اشیاء در عالم هستی دور خود هالهای از انرژی دارند، تمام اشیاء دارای انرژی هستند. دوربینهایی اختراع شده که به وسیلة آن میتوان انرژی دور تا دور آدمها را دید. بیشترین انرژی از دستان انسان ساطع میشود، سپس چشمان انسان تنها موجودی است که مولد انرژی است. همة اشیاء حامل انرژی هستند. انسان انرژی را تولید میکند و اشیاء این انرژی را منتقل میکنند.
چرا انسان انرژی تولید میکند؟
چون انسان دارای فکر است و فکر یعنی تولید و گسترش انرژی.
دو نوع حالت انرژی وجود دارد:
فکر پدیده (حالت کمتراکم انرژی)
خود پدیده (حالت متراکم انرژی)
مثلاً در مورد لیوان:
1. فکر (یا تصور) لیوان، تصویری از لیوان را در ذهن شکل میدهد و یک انرژی ضعیفی در اطراف ذهن ایجاد میکند.
2. خود لیوان به عنوان یک پدیده، شیءای که در عالم واقعیت واقعاً وجود دارد، حالت پرتراکم انرژی است.
در جهان هستی بر اساس قواعدی که خداوند متعال در ذره ذرة عالم هستی قرار داده است؛ حالت کمتراکم انرژی (ذهن) مدام به دنبال جذب حالت متراکم انرژی از جنس خودش (عالم واقع) است.
فکر یعنی تابش انرژی، خیلی مهم است. اگر کسی با افکار، نیت، عمل، بیان، احساس و ذهنیت مثبت روی صندلیای بنشیند، امواج مثبت روی این صندلی منتقل شده و به صندلی کناری و نفرات بعدی میرسد و این امواج شفا دهندهاند. ولی اگر کسی با افکار، نیت، عمل، بیان، احساس و ذهنیت منفی و با سوءظن و بدبینی روی همین صندلی بشیند، امواج منفی روی این صندلی منتقل شده و به صندلی کناری و نفرات بعدی میرسد و این امواج بیمار کنندهاند. خیلی مهم است که لباس شما را چه کسی دوخته باشد و هنگام دوختن آن، چه افکاری در ذهن او بوده است. خیاط افکارش را با دستانش و با نخ و سوزن و ماشین خیاطی به لباس شما منتقل کرده است. اگر در این لباس راحتید یا احساس خفگی میکنید، یکی از مهمترین دلایلش همین است. افکار مثبت خیلی مهم است، هر آن چه فکر میکنیم، همان هستیم. خانمی میگفت: آقای دکتر، شوهر اولم یک کثافت بود! شوهر دومم یک جنایتکار! گفتم: انشاءالله، شوهر سومت یک قاتل خواهد بود! J گفت: چطور؟ گفتم: چیزهایی را به خودمان جذب میکنیم که در اندیشة ما هستند! هر کسی که وارد زندگانی ما میشود، تکهای از وجود ما است و مثل ما فکر میکند! یا کسانی و چیزهایی را درک میکنیم که دقیقاً از آن متنفریم!
سه دسته از انسانها را جذب خود میکنید:
- کسانی که به شما میاندیشند.
- کسانی که از آنها متنفرید، چون دارید به آن ها فکر میکنید.
- کسانی که به آنها حساسید.
از کسی تنفر نداشته باشید، تنفر هم موجب جذب است و هم موجب بیماری و سرطان! به کسی یا چیزی حساسیت نداشته باشید، به هر چه حساس باشیم جذبش میکنیم! هیچ انسانی وارد زندگانی ما نمیشود، مگر اینکه تفکر ما را داشته باشد. ما چیزی را جذب میکنیم که به آن میاندیشیم.
دنیای ما را، کلام ما میسازد. اولین گام برای نشاط درونی مراقبت از کلام است. کلمه، ارتعاش ایجاد میکند، خود کلمات یک تصویر ذهنی به وجود میآورد.
فرض کنید کودکی لب پنجرهای ایستاده است و هر آن ممکن است از پنجره بیفتد؛ مادرها دو گونه برخورد با این کودک دارند:
1. مادر فدایت شوم، آرام خودت را نگهدار!
2. ای وای! بچه، چرا رفتی آنجا! میافتی!
برخورد دوم، در واقع به امکان افتادن کودک کمک میکند و تصویر افتادن را در ذهن او ایجاد میکند. تصویر ذهنی افتادن باعث میشود، کودک واقعاً بیفتد.
برای درک موضوع، تست زیر را انجام بدهید:
دنیای ما را کلمهها می سازند. مثلاً وقتی کسی کلمة لیموترش را بر زبان میآورد، شنیدن این کلمه، تصویری از لیموترش را در ذهن شما پدید میآورد، تصویر لیموترش سیستم عصبی را تحریک میکند، مزة ترش را روی زبان خود احساس میکنید و دهانتان به آب میافتد!!
کلام منفی و فکر منفی ویرانگر است.
قال رسول الله(ص): مَن باتَ و فی قَلبِه غََشٌّ لِاَخیهِ المُؤمن باتَ فی سَخَطِ الله وَ اَصبَحَ کَذالِکَ فی سَخَطِ الله حتّی یَموتُ اَو یرجَعَ فَاِن ماتَ کَذالِکَ ماتَ علی غَیر دینِ الإسلام.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «کسی که شب را تا صبح زنده دار باشد و حال آنکه در قلبش نسبت به برادر مؤمنش ناخالصی داشته باشد ( بگوید آدم خوبی نیست) در غضب خدا شب را صبح کرده است و روز هم همچنین در غضب خداوند است تا این که بمیرد یا توبه و برگشت نماید، و اگر با چنین آلودگی و وضعیتی بمیرد غیر مسلمان است.»
اولین گام برای تحول و ایجاد نشاط، واژگان و کلام مثبت است. یکی از دلایلی که دعای آدمها مستجاب نمیشود، اضطراب است و یکی از بهترین راههای درمان اضطراب، کلام مثبت است. به خودتان بگویید، من در کمال آرامش هستم! قلبم سرشار از محبت خداوند است! من بر خودم مسلط هستم و آرامم!
اگر به مدت طولانی به یک پدیده یا چیزی فکر کنید، دقیقاً همان را جذب خواهید کرد، اگر به صورت مستمر به فقر و بدبختی فکر کنید، همان را جذب خواهید کرد! به سرطان فکر کنید، سرطان خواهید گرفت! هیچچیزی در زندگانی ما شانسی و تصادفی نیست، زندگی یک انتخاب و تقدیر خداوند برای ما سعادت است.
برای آن که افکار مثبت داشته باشید:
- جمله تاکیدی و تلقینی مثبت را روزی چندین بار بخوانید.
- شبها، پیش از خوابیدن، بخندید.
- صبحها، قبل از نماز صبح، دقایقی با صدای بلند بخندید، حتی بیدلیل!
- قبل از استراحت مغز بخندید و بعد از استراحت مغز بخندید! بگذارید آرام آرام دستگاه عصبی به سیستم عصبی شما در جهت ترشح مواد آرامبخش درونی، دستور بدهد.
نگاه زیبا و زینبی به حوادث
ابن زیاد خطاب به حضرت زینب(س) گفت: دختر ابوتراب، دیدید خداوند چه بلایی بر سر شما آورد؟! زینب کبری(س) در جواب ابن زیاد فرمود: وَ مَا رَأَیتُ إلاّ جمیلاً. در کربلا جز زیبایی ندیدم. هر آنچه در کربلا دیدم، فقط زیبایی بود.
به راستی آیا خون و دست های بریده و خیمه های سوخته، زیبا است؟ ایشان در کربلا چه دیده بودند؟
بله، جان برای جانان دادن زیبا است. وفاداری زیبا است، پایبندی به عهد و پیمان زیبا است، از خود گذشتگی زیبا است، توکل به خدا زیبا است. آنچه زینب(س) در کربلا دید اوج ایثار و فداکاری و دفاع از حق و حقیقت بود. پاکی ها و خوبی ها و ارزش ها و زیبایی ها را باید در فضای خانواده ها ایجاد کنیم.
اللّهُمَ أجعَلنی وَجیها بِالحُسَین(ع) فِی الدُّنیا و الآخره.
خدایا مارا زیبا بگردان به زیبایی حسین(ع)، هم در دنیا و هم در آخرت.
بیایید اینگونه باشیم:
1. محبت پذیر و اخمگریز.
انسان هایی که اخم می کنند، بسیار زشت هستند و نمی توانند به کمال برسند. برای رشد و ترقی و پیشرفت خود و خانواده و فرزندان عزیز و جامعة بشری و جهانی باید از خود شروع کنیم و نقطة آغاز آن حسن خلق و مهرورزی و محبت و مکارم اخلاق است و بکوشیم که فرزندان ما دانشمند و متدین و پاکدامن تربیت شوند و با نمونه های عالی اخلاق و انگیزه های عالی معنوی بیاییم با خدای خود عهد ببندیم و بگوییم: خداوندا، از امروز اخم نخواهم کرد و عبوس نخواهم بود. به همگان مهر و محبت خواهم داشت.
حضرت فاطمه(س) می فرماید:
خِیارُکُمْ اَلیَنُکُمْ مَناکِبَةً وَ اَکْرَمُهُم لِنِسائِهم.
بهترین شما کسانیاند که با مردم نرمترند و زنان خویش را بیشتر گرامی می دارند.
2. تکریم طلب و تحقیرگریز.
از امروز تا همیشه، سپاسگزار باشیم و به ویژه از همسرمان، هر روز با مهر و محبت، سپاس گذاری و تکریم کنیم. دیگران را تحقیر نکنیم، هرکسی که انگشت بر نقطة ضعف دیگران بگذارد؛ خود، انسان کوچکی خواهد بود.
3. تأیید طلب و تکذیب گریز.
وجود انسان ها را تأیید کنید و تکذیب نکنید. این کار انسان را زشت می کند و فرزند انسان را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد. زیبا باشید تا فرزندانتان با شما ارتباط برقرار کنند.
4. ترغیب پذیر و تهدید گریز.
تهدید ویرانگر است. انسان مستبد زشت است و بسیار بد است که انسان دیگران را تهدید کند.
5. تشویق طلب و تنبیه گریز.
به جای آنکه همسر یا فرزند خود را به خاطر اشتباه یا خطایی که از او سر زده، تنبیه کنیم؛ رفتار و اعمال نیک و خوب آنها تمجید و آن ها را تشویق کنیم.
6. مثبت اندیش.
از مهم ترین ویژگی های همسران متعالی، توانایی برخورد مثبت و سازنده با خود و دیگران است، به عبارتی «مثبت اندیش» هستند.
- ۹۶/۱۲/۰۲
- ۷۵۶ نمایش