آیا مثبت اندیشی شما را سالم می کند

فرض کنید آنفلوانزا گرفتهاید و بهترین دوستتان، شکلاتی به شما میدهد و به شما میگوید اگر این شکلات را بخوری، حالت بهتر خواهد شد. آیا حرفش را باور میکنید؟ اگر آن شکلات را پزشک مشهوری به شما بدهد و بگوید در آن شکلات یک داروی قوی هست، چطور؟ فرض کنیم شکلات را خوردید و تبتان برطرف شد. شاید دلیلش این باشد که بیماری دورهاش را طی کرده نه این که چون آن شکلات را خوردهاید، حالتان بهتر شده است. شاید هم اثر دارونما، یعنی شکلاتی که تاثیر پزشکی نداشته، حال شما را بهتر کرده است.
به گزارش «بهداشت نیوز» معنای ریشه لاتین کلمه Placebo (دارونما) «من باید
آرام شوم» است؛ به این مفهوم که داروی تجویز شده بیش از آن که خصوصیات
شفابخش داشته باشد، آرامش ذهنی یا هیجانی ایجاد میکند. انسانها قرنهاست
که با اثر دارونما آشنا هستند. گالن (Galen) پزشک یونانی در قرن دوم گفته
است «من در درمان کسانی که بیشترین اعتماد را به من داشتهاند، موفقتر
بودهام». پزشکان در قرون بعد به دو گروه تقسیم شدند. عدهای معتقد بودند
برای کمک به بیماران باید از اثر دارونما استفاده کنند و عدهای مخالف این
کار بودند. اخیرا نیز بار دیگر، اختلاف نظرها بر سر اثر دارونما بالا گرفته
است.
در یک سو، آسبیورن هروبیارتسون و پیتر گوچه (۲۰۰۱) فراتحلیلی منتشر کردند
که نشان میداد هیچ حمایتی برای استفاده از دارونما در کارهای بالینی وجود
ندارد. آنها ادبیات رشته پزشکی را برای یافتن مطالعاتی که گروه دارونما و
گروه درماننشدگان (و البته گروه درمانشدگان) داشتند، مرور کردند. این دو
محقق معتقد بودند اگر اثر دارونما صحت داشت، پس باید در مقایسه این گروهها
مشخص میشد. آنها ۱۱۴ تحقیق را که ۷۵۰۰ بیمار با ۴۰ بیماری متفاوت در آنها
بررسی شده بودند، فراتحلیل کردند. نتایج فراتحلیل آنها نشان داد که حال
بیماران گروههای دارونما از حال بیماران گروههای درماننشدگان بهتر نشده
بود.
در سوی دیگر، محققان دانشگاه بریتیش کلمبیا (دلافونته-فرناندز و دیگران،
۲۰۰۱) به بیماران مبتلا به بیماری پاکینسون، یا دارو (آپومورفین) تزریق
کردند یا دارونما (آبنمک بیتاثیر). آنها به کمک اسکن نشر پوزیترون نشان
دادند که دارو با آزادکردن انتقالدهنده عصبی دوپامین در مغز، حال بیماران
را بهتر میکرد. اما تعجبآور بود که اکسنهای نشر پوزیترون نشان میدادند
در مغز کسانی که دارونما به آنها تزریق شده بود نیز انتقالدهنده عصبی
ترشح شده بود. پس در واقع اثر دارونما به این بیماران کمک کرده بود.
اخیراً عدهای گفتهاند دارونما به این دلیل تأثیرگذار است که باعث میشود
آدمها نگرش مثبتی درباره سلامتیشان پیدا کنند و اثرات دارونمایی جزء
مهمی از فرآیند شفا یافتن است. همچنین باید از آن بیشتر استفاده شود
(براون، ۱۹۹۸). در این دیدگاه، اثرات دارونمایی «قرصهای شیرین» بیتاثیر
در نظر گرفته نمیشوند بلکه بر نگرش بیماران در مورد سلامتیشان تاثیر
میگذارند. کمک خواستن، تشخیص، شروع درمان و اقدام برای ایجاد زندگی توأم
با سلامتی، اجزای نگرش مثبت درباره سلامتی خود هستند. پس اگرچه دارونما
فینفسه بیتاثیر است ولی نگرش مثبت حاصل از آن و مداخلات دیگر میتواند
منجی زندگی باشد.
شواهدی وجود دارد که نشان میدهند مثبتاندیشی به افزایش سلامتی انسانها
کمک میکند. مطالعهای نشان داده است که مردان و زنان سالمندی که نگاه
مثبتی به زندگی دارند کمتر از مردان و زنان سالمندی که نگاهی منفی دارند،
دچار حمله قلبی میشوند (آستیر و دیگران، ۲۰۰۱). تأثیر مثبتاندیشی
میتواند تأثیر بلندمدت باشد. تحلیل زندگینامههای خودنگاشت مادران روحانی
کاتولیک که زندگینامه خود را بیش از ۶۰ سال قبل یعنی در بیست و چند
سالگیشان نوشتهاند، نشان میداد مادرانی که نگاه مثبتی به زندگی داشتند
عمر طولانیتری کرده بودند تا مادرانی که نگاهشان خنثیتر بود (دانر،
اسنودان و فریزن، ۲۰۰۱). البته ممکن است نگرشهای مثبت، خودشان محصول
سلامتی باشند. همچنین ممکن است، اتخاذ نگرش مثبتتر، به سلامتی آدمها کمک
کند.
نظر شما چیست؟
آیا خودتان متوجه ارتباط نگرش مثبت و سلامتی شدهاید؟
با چه آزمایشی میتوانید بفهمید آیا مثبت اندیشی است که سلامتی را میافزاید یا سلامتی، مثبتاندیشی را دامن میزند؟
نظرسنجی منتشر شده در مجله prevention (پیشگیری) در فوریه ۱۹۹۶ نشان
میداد که هفت نگرش مثبت با خوشبینی رابطه دارند. این هفت نگرش مثبت
عبارتند از خوشبینی خیلی زیاد؛ اعتقاد به قدرتمند بودن؛ رو به آینده داشتن
نه رو به گذشته داشتن؛ خوب دانستن مردم؛ اعتماد به دیگران؛ اعتقاد به این
که عنان زندگی و عنان سلامتی در دست خودمان است. آیا این هفت نگرش کافی
هستند؟ چه نگرشهای دیگری باید به آنها افزوده شود؟ چرا؟
منبع: زمنیه روانشناسی سانتراک
- ۹۶/۰۴/۳۱
- ۲۹۲ نمایش